خرید بک لینک
9 دي سالروز حضور عاشورايي مردم حماسه ساز و ولايتمدار ايران اسلامي در عرصه بصيرت است.در اين روز سرنوشت ساز، تاريخ ايران، مصافي دوباره را ميان دو گفتمان تجربه کرد؛ دو گفتماني که سال‌ها پيش با وجهي سنتي‌تر، پنجه به پنجه هم انداخته بودند و يکي ديگري را به حاشيه رانده بود و اين بار از پس گذشت اين سال‌ها، آن ديگري با چاشني تکثر، به مصافي دوباره مي‌شتافت تا باز هم در خروش ملت، زمين‌گير شود.مردم بصير ايران با حضوري دشمن شکن، جواني و برنايي انقلاب را به اثبات رساندند و نشان دادند که به گفته سردار شهيد سپادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن امینی تاريخ: يکشنبه 12 مهر 1405 ساعت: 10:12

اندوهگنانه‌ترین چکامه‌ها بر کوچ غریبانه پر شکسته‌ترین چلچله آل رسول(ص) اندک‌ترین است و بهاری‌ترین سیلاب های اشک، بر قصه پرغصه یاسی کبود در سایه در و دیوار، کم‌ترین. با کدام زبان به ستایش دردانه‌ای بنشینیم که سر به دامان معشوق خدا داشت؟ ای دختر آفتاب! ای بانوی ماه! وای مادر ستارگان! اینک، فرشتگان، صف کشیده‌اند تا بر نیلی رخسارت بوسه زنند و بازوی کبودت را به نوازش های بهشتی سپارند...زمین حرمت نامش را نگه نداشت؛حریق دامنه‌دار، بهار را با خود می برد و پاییز بلافاصله پشت در خانه بهار فرا می‌رسیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن امینی تاريخ: يکشنبه 12 مهر 1405 ساعت: 10:12

خبر رفتن جانکاهت در سپيده‌دم زمستان آنقدر باورناپذير بود که هنوز بهت و اندوه فراقت در خاطرمان نمي گنجد.اي سردار بي‌نشان دل ها! بعد رفتن تو قلم در وصف مردانگيت سر تعظيم فرود آورد و ملائک در وصف مردانگي ات نداي فتبارک ا... احسن الخالقين را سر دادند.سلام برتو اي ابرمرد تاريخ معاصر! تويي که مردانه در فرا سوي مرزها ايستادي تا مردم سرزمينت ايستاده، سرفراز  و جاويدان بمانند گويي قسم خورده بودي تا پاي جان ضامن اقتدار ميهن باشي.يادمان نمي‌رود روزهايي که خيالمان راحت بود، چون مالک اشتر در کنارمان بود. نامادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن امینی تاريخ: يکشنبه 12 مهر 1405 ساعت: 10:12

بوي بهار، در لابه لاي برگ ها مي پيچد. عطر سوسن، هواي صبحگاهي را مست مي کند. ميخک، رز و محمدي، بوي زندگي و تازگي را ميان باغچه مي پراکنند .نسيم خوش بهاري، طبيعتي تازه را نويد مي دهد. برگ ها جان مي گيرند و چشم اندازي سبز، از پس پنجره هاي گشوده، جلوه گري مي کند.سفره هاي سخاوت و يکرنگي، پهن مي شوند. بوي سبزه در فضاي رنگارنگ سفره مي پيچد.عطر سيب هاي سرخ، جاي ديگري ميان اين همه، باز مي کند.دل هاي يکرنگ و باصفا، آماده مي شوند تا به ثانيه هاي تازه زندگي وارد شوند. تيک تاک ساعت، فضاي پرسکوت خانه را پر ميادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن امینی تاريخ: يکشنبه 12 مهر 1405 ساعت: 10:12

ستاره‌اي در پس ستاره و آفتابي در پي آفتاب است. زمين هيچ گاه با ظلمات تنها گذاشته نشد.زمان رويش دهمين نور ستاره هدايت فرارسيده است و آينه‌ها براي تجلي انوار الهي‌اش بي‌قراري مي‌کنند. صداي تهليل و تسبيح فرشتگان در آسمان شوري تازه بر پا کرده است. بر شاخسار امامت، غنچه‌اي از تبار عصمت روييده است؛ نوگلي از تبار ابرار، آنها که معدن رحمت‌اند، گنجينه‌داران دانش الهي‌اند، بردباري و حلم شان را نهايتي نيست، کرم و بزرگواري بر وجود آنها تکيه دارد و نشانه‌هاي پرهيزکاري بر شانه‌هاي آنها راست گرديده است.در زمانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن امینی تاريخ: يکشنبه 12 مهر 1405 ساعت: 10:12

 بسم رب الشهدا شهادت هنر مردان خداست و زندگي بي شهادت، رياضت تدريجي براي رسيدن به مرگ است.مي نويسم تا يادمان نرود:تمام اقتدار ميهن را از پرواز شما داريم...سلام خدا بر آنان که پاي خدمت به وطن جان دادند سلام خدا بر سرداران و دانشمنداني که خار چشم دشمن بودندسلام خدا بر باقريسلام خدا بر سلاميسلام خدا بر حاجي زاده سلام خدا بر رشيديسلام خدا بر طهرانچيسلام خدا بر عباسيادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن امینی تاريخ: يکشنبه 12 مهر 1405 ساعت: 10:12

 روزهايي را پشت سر گذاشتيم که براي هميشه در تاريخ ايران ماندگار خواهد بود؛ روزهايي که دشمن با تمام قدرت وارد ميدان شد و با فرمان رهبر و اراده ملت، با خفت عقب نشيني کرد. دشمن آمده بود تا ايران را از درون بشکند، اما همه چيز با سخنراني صريح، قاطع و آرام رهبر معظم انقلاب تغيير کرد. رهبري حکيمانه، معادلات را برهم زد و روح تازه اي در کشور دميد. عزاداري هاي حسيني امسال را نيز در گره خوردن احساسات ملي با باورهاي مذهبي را بايد پديده اي بديع دانست که بيش از هر چيز در بازخواني ترانه «وطن» توسط حاج محمود کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن امینی تاريخ: يکشنبه 12 مهر 1405 ساعت: 10:12

پيشتر وقتي روزه بوديم احساس رنج گرسنگان را تجربه مي کرديم اما اين روزها نان را با اشک مي آميزيم چرا که درغزه کودکان در حسرت تکه‌اي نان مي‌ميرند! ميان مرگ وجدان‌هاي دنيا، مفهوم گرسنگي در غزه با همه‌جا متفاوت است، در اينجا گرسنگي به‌معناي محروميت دائمي انسان‌ها از حتي يک تکه نان خشک براي زنده‌ ماندن است.در نوار غزه مرگ را گريزي نيست و کودکاني که از بمباران‌هاي دشمن وحشي صهيونيستي جان سالم به‌ در برده اند، يکي پس از ديگري بر اثر گرسنگي جانشان را از دست مي‌دهند.ننگ اين نسل کشي  براي هميشه بر پيشانيادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن امینی تاريخ: يکشنبه 12 مهر 1405 ساعت: 10:12

سفارش تبلیغ صبا ویژن دلنوشته ها غدیر؛ درخششِ «نور» در گذرگاهِ «نار» در آن دم که غبارِ ریگزارِ «خُم» در هُرمِ آفتابِ نیمروز گم می‌شد، آسمان، دهان گشود تا جانِ جهان را در «دستانِ محمد» به تماشایِ «دستانِ علی» بنشاند. غدیر، نه قطعه‌زمینی در میانِ راه، که معراجِ «حقیقت» بود؛ آنجا که دستِ مصطفی (ص)، نبضِ هستی را بر فرازِ تاریخ گرفت و عَلَمِ ولایت را نه بر سینه خاک، که بر تارکِ افلاک کوبید. در آن میعادگاهِ قدسی، بیعتی بسته شد که تار و پودِ زمان را به «عدالت» گره زد و «ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن امینی تاريخ: يکشنبه 12 مهر 1405 ساعت: 10:12

ستارهای در پس ستاره و آفتابی در پی آفتاب است. زمین هیچ گاه با ظلمات تنها گذاشته نشد. زمان رویش دهمین نور ستاره هدایت فرارسیده است و آینهها برای تجلی انوار الهیاش بیقراری میکنند. صدای تهلیل و تسبیح فرشتگان در آسمان شوری تازه بر پا کرده است. بر شاخسار امامت، غنچهای از تبار عصمت روییده است؛ نوگلی از تبار ابرار، آنها که معدن رحمتاند، گنجینهداران دانش الهیاند، بردباری و حلم شان را نهایتی نیست، کرم و بزرگواری بر وجود آنها تکیه دارد و نشانههای پرهیزکاری بر شانههای آنها راست گردیده است. امروز میلاد فرزند پاک سرشت جوادالائمه علیه السلام است که در دامان سمانه مغربیه، بانوی پاکدامنی و تقوا به ودیعه نهاده شد. امروز هادی امت رسول ا... پای بر کره خاکی مینهد تا پس از پدر، در هشتمین سال زندگیاش، کشتی نجات را سکاندار گردد. مولا جان! شکوه نام پرفروغت، تمام غزل و قصیده را به فروتنی وامیدارد. نامت بلند باد، آن گاه که خورشید در افق دل برمیآید و آن گاه که خلوت شب را به یاد مناجاتهای تو سپری میکنیم. سلام بر تو ای روشنان خدا در تیرگی زمین! سلام بر تو و بر پدران پاکزادت! ای ستاره فروزان راستی، گواهی میدهم که تو حجت قاطع خداوند بر مردمانی. گواهی میدهم که تو دروازه هدایت و دستاویز استوار رستگاری و کلمه تقوایی. ای امام هدایت و روشنی! میلاد تو، جادهها را بی طاقت میکند تا با همه رگهایشان، نبض قدمهای تو را انتظار بکشند. تو سر میرسی، تا قلبها در سایه سار بلند نام تو آرام گیرند. اگر چه شهر، در پیله تاریک خود فرو رفته بود، اما شوق آمدن تو، کوچههای بنیهاشم را به تپش واداشت تا در مژده دیدار صبر مجسم، به ادامه ریسمان نجات چنگ بزنند. بشارت باد گامهایت را، بشارت باد حضورت را، ای چلچادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن امینی تاريخ: سه شنبه 5 تير 1403 ساعت: 15:40

برچسب: نویسنده: کارن امینی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1402 ساعت: 0:54

بوی بهار، در لابه لای برگ ها می پیچد. عطر سوسن، هوای صبحگاهی را مست می کند. میخک، رز و محمدی، بوی زندگی و تازگی را میان باغچه می پراکنند . نسیم خوش بهاری، طبیعتی تازه را نوید می دهد. برگ ها جان می گیرند و چشم اندازی سبز، از پس پنجره های گشوده، جلوه گری می کند. سفره های سخاوت و یکرنگی، پهن می شوند. بوی سبزه در فضای رنگارنگ سفره می پیچد. عطر سیب های سرخ، جای دیگری میان این همه، باز می کند. دل های یکرنگ و باصفا، آماده می شوند تا به ثانیه های تازه زندگی وارد شوند. تیک تاک ساعت، فضای پرسکوت خانه را پر می کند. چشم ها به روشنی باز می شوند و دل ها به یکدیگر نزدیک و قلب ها آرامش دوباره می یابند در حلول سال نو و دلگرم به آتیه های مهربانی و صفا می شود. احساس بهار، نیلوفرانه بر اندام طبیعت می پیچد و زمستان کوچ می کند. بهار می آید و از رد گام هایش، رودهایی زلال، زمین چرک را به شست وشو می خوانند. نوروز از راه می رسد و خاک، در رستاخیزی شگفت، رستن آغاز می کند. میل به صعود در مسیر تکامل در همه چیز جلوه گر شد، نسیم دل انگیز و روح پرور بهاری با برگ برگ شکوفه های رسیده از راهی دور و گذشته از کویر زمستانی سخت به نجوا پرداخت و با گفت و گویی در رمز و رازی نهانی سر در آغوش یکدیگر بردند و به شرح فراقی جانسوز در پی خزانی طولانی پرداختند بلبل از عشق گل سرمست و غزلخوان همچو دیوانه ای پریشان، شاداب و بی قرار، هر لحظه بر گلزاری و هر دم بر گلستانی سرود عشق و شوریدگی آغاز نمود.  آرام آرام دست مشاطه زمان به آرایش طبیعت بی رنگ پرداخت.  سردی و رخوت ایام، که بر همه چیز حاکم بود، در گوشه ای پنهان گشت و گرم و شوق شکوهی شگفت آور چهره عروس طبیعت را دگرگون نمود. سبز سر بر زانوی شقایق نهاد و لاله، چرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن امینی تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1402 ساعت: 18:11

خبر رفتن جانکاهت در سپیدهدم زمستان آنقدر باورناپذیر بود که هنوز بهت و اندوه فراقت در خاطرمان نمی گنجد. ای سردار بینشان دل ها! بعد رفتن تو قلم در وصف مردانگیت سر تعظیم فرود آورد و ملائک در وصف مردانگی ات ندای فتبارک ا... احسن الخالقین را سر دادند. سلام برتو ای ابرمرد تاریخ معاصر! تویی که مردانه در فرا سوی مرزها ایستادی تا مردم سرزمینت ایستاده، سرفراز  و جاویدان بمانند گویی قسم خورده بودی تا پای جان ضامن اقتدار میهن باشی. یادمان نمیرود روزهایی که خیالمان راحت بود، چون مالک اشتر در کنارمان بود. نام سرباز ایران چقدر برازنده قامت استوارت هست.سرباز سرافراز ایران!  آنقدر بزرگ بودی که دلمان به شما قرص بود، با شما بود که از داعش نترسیدیم! از فدا شدن حججیها بالیدیم چون تو وعده انتقام دادی... بی گمان شهادت برازنده توبودای سردار دل ها؛ چرا که لباس شهادت تنها جامه ای بود برازنده حاج قاسم سلیمانی باشد.  تو قلب تمامی مردمان یک ملت را به اعجاز استواری ات به تسخیر در آورده ای، قلب هایی که بودنت به آنها آرامش و امنیت می داد و عزت و سرفرازی را برایشان به ارمغان می آورد. ای سرباز پیر ولایت! درود بر تو که حتی خبر شهادت تو، اشک و امید و آرمان ما ایرانیها را به هم نزدیک کرد. ما اجازه نمیدهیم صدای تو برایمان غریبه شود! و همواره با خود نجوا خواهیم کرد: «ما ملت شهادتیم، ما ملت امام حسینیم. مرد این میدان ما هستیم » اینک ما وارثان سیره سلیمانی مسئولیتی سنگین بر دوش خواهیم داشت. «قاسم سلیمانی» تفکریست که باید همیشه و در همه حال در جریان باشد. هر ایرانی  باید مانند سردار رشید و شهید حاج قاسم سلیمانی بیندیشیم تا بتوانیم ایرانی آباد داشته باشیم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن امینی تاريخ: يکشنبه 16 بهمن 1401 ساعت: 20:53

دست هایت را به یاری دراز کن، دستی را که به سویت آمده، در دست بگیر . بگذار گرمای دستت، خون را در رگانش به جوش آورد. دستت را سایبان خستگی هایش کن؛ تکیه گاه تنهایی هایش. دستت را بر سرش بکش؛ آن چنان که امید نوازش داشت؛ آن چنان محبّت آمیز که لبریز از حسّ غرورش کند؛ آن چنان که محکم بایستد، سرش را بالا بگیرد، دردهایش را فراموش کند؛ آن چنان که بودنش را باور کند. دستت را بر گونه هایش بکش. بگذار این مسیرها، جاریِ اشک هایش را گم کنند! بگذار دریاچه دیدگانش خشک شود! دستت را دراز کن... بوی فقر را خوب بچش. فقر را در دهانت مزه مزه کن، فقر را بین دستانت لمس کن. فقر را چون لباسی تازه، بر تن کن؛ نگذار فاصله ها بیش تر شود، نگذار هزار دیوار، روبه رویِ دیدگانت آن چنان قد بکشند که نتوانی کوچه های خاک آلودِ محرومیّت را از دیده بگذرانی. نگذار ثروت، چشم هایت را کور کند، مستت کند، از خویش دورت کند. پنجره ای باز بگذار تا بتوانی دست های یاری ات را دراز کنی، تا بتوانی دستی را در دست بفشاری. این روزها، حال و هوای اطرافت را خوب تر حس کن این روزها سفره ات را که پهن می کنی، قرص نانی را کنار بگذار شاید در سیاهی شب، دستی را که به سمتت برای کمک دراز شده، پر کند. این روزها، سعی کن چشم هایت را باز کنی و صدای ضجّه های نیمه شب کودکان گرسنه را بیش تر از پیش بشنوی. چراغ های خانه ات را روشن کن، دست های بخششت را چون سفره ای بگستران و چشم های مشتاقت را به در بدوز، تا طعم زندگی را خوب حس کنی. هفته هایت، روزهایت و لحظه هایت، سرشار از شعف می شوند و هیچ وقت بین تو و کوچه های خاک آلود شهر، هیچ دیواری برای جدایی نخواهد روئید؛ اگر تنها دست هایت را به قصد یاری دراز کنی. نوشته شده در شنبه 99/3/24ساعت 11:36 صبح توسط حمیده بالاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن امینی تاريخ: دوشنبه 19 ارديبهشت 1401 ساعت: 9:20

9 دی سالروز حضور عاشورایی مردم حماسه ساز و ولایتمدار ایران اسلامی در عرصه بصیرت است. در این روز سرنوشت ساز، تاریخ ایران، مصافی دوباره را میان دو گفتمان تجربه کرد؛ دو گفتمانی که سالها پیش با وجهی سنتیتر، پنجه به پنجه هم انداخته بودند و یکی دیگری را به حاشیه رانده بود و این بار از پس گذشت این سالها، آن دیگری با چاشنی تکثر، به مصافی دوباره میشتافت تا باز هم در خروش ملت، زمینگیر شود. مردم بصیر ایران با حضوری دشمن شکن، جوانی و برنایی انقلاب را به اثبات رساندند و نشان دادند که به گفته سردار شهید سپهبد سلیمانی «ما ملت شهادتیم، ما ملت امام حسینیم». در نهم دی، مردم بصیر ایران فریاد برآوردند که تا پای جان برای حفظ اصول اسلام و آرمانهای انقلاب ایستادهاند و «اگر دشمن در برابر دین آنها بایستد در برابرتمام دنیای آنها خواهند ایستاد». 9 دی، روز خروش ملت و آشکار ساختن خشم مقدس در برابر اهانتها و حرمت شکنیهای عدهای غافل و مزدوران وابسته به اجانب است که حرمت عاشورا را شکسته بودند. روز نهم دی، تجلی بصیرت و دانایی بود که ملت ایران از خود نشان داد. اگرچه در فصل سرد زمستان بود، ولی گرمای بصیرت و آگاهی و بینش سیاسی مردم سبب شد درخت تنومند انقلاب شکوفا شود و گل بدهد و عطر حسینی از آن تراوش کند؛ یعنی تولد بهار در اوج سرمای زمستان.  دشمن تصور میکرد با تیغ سرمای خشک و بیروحش میتواند به این درخت تناور حمله کند و آن را از ریشه بخشکاند، تصور باطل و خام و برنامههای شوم و نامبارک دشمن با قیام آگاهانه و بابصیرت مردم از ریشه خشکید و امیدش به یاس تبدیل شد.  بصیرت مردم در نهم دی، تن ناپاک سردمداران کفر و استکبار نشسته در کاخ سیاه موسوم به سفید را به لرزه درآورد؛ حتی پایههای آن کاخ شیطانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن امینی تاريخ: دوشنبه 19 ارديبهشت 1401 ساعت: 9:20

صفحه بندی