ميان شعله ها جان مي فشاني پر ققنوسيت را مي گشايي تو را با مهر مردم مي شناسند خليل اللهي و آتش نشاني شعله هاي سرکش و خشمگين و سوزان را فرو مي نشاني با دنيايي از دلهره. خط هاي سرنوشت بسياري از انسان ها به پيشاني تو گره خورده است. سرنوشت هاي سوخته را با ابرهاي عشق، به بهار پيوند مي زني و هر کجا که قدم مي گذاري، اميد جوانه مي زند. |
برچسب:
نویسنده: کارن امینی